تبليغاتX
فرشته ی خیال
فرشته ی خیال





بازيگر در فيلم twilight

من عاشق تريپ اين دخترم نقشش در اين فيلم بي نظيره. اين فيلم در مورد يك پسره خون آشامي هستش كه عاشق اين دختر ميشه و هيچي ديقه يه فيلم رومانتيكيه. پسر خون آشام هم اين پايينيه

robert pattinson

+ نوشته شده در جمعه نهم مرداد 1388ساعت 19:16 توسط شبنم |



+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 22:22 توسط شبنم |



میگن زندگی رو سخت نگیر.آخه مگه میشه آدم جدی نگیره .من الان به زندگیم فکر نکنم و کاری انجام ندم بعدا کلاهم پس معرکست. امسال چند فرصت مناسب رو از دست دادم بخاطر بی لیاقتی خودم.البته یه نوک سوزن هم شانس ندارم همیشه کارام به دقیقه ی نود می افته و یا در لحظه ی آخر کارم درست میشه یا اصلا اون هم جور نمیشه  و برام فقط حسرت میمونه. من نباید فرصت  رو از دستمیدادم. یه خورده هم این خنق بودنم همیشه کارارو خراب میکنه .الان من خودمو چطور ببخشم در صورتی که دارم از حرص میمیرم و این کار  موفقیت آیندمو باز م بازم بازم به تاخیر انداخت.

 وضعیت بابا و قلبش از طرف دیگه. پس منه گاو هم نباید یه خورده شادشون کنه . خاک به سر بی لیاقت من.

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 14:16 توسط شبنم |



سلام .خوبين ؟ سال جديد ۸۸ چطوره؟ آيا خوب شروع كردين يا نه؟ هر سال كه ميگذره .سن آدما زياد ميشه و پخته تر ميشن .خدا بيشتر سعي در امتحان ادما داره واين كارو بالا خره از يه جايي شروع ميكنه تا مارو محك بزنه. اما با اين ظرفيت آدما بايد چيكار كرد شايد يكي اصلا تحمل نداشته باشه . خدا قبل از اينا مارو با چيز هاي نسبتا نسبتا كوچك امتحان ميكرد ولي انگار الان ميخواد امتحاناشو سنگين تر كنه .نمي دونم شايد هم اسون باشه. اين سال رو اصلا دوست ندارم نميدونم چرا؟ ولي ميگن اگر تو نگرانه چيزي باشي آن بر تو چيره ميشه.آخه دست خومون نيست كه . اميدوارم كه همه ي چيزها خود بخود با توكل بر خدا حل بشه.  و همه ي نگرانيها از بين بره.

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 18:22 توسط شبنم |



شليك بزرگ نام يه فيلمه و فكر كنم ديده باشين چون ايران اين فيلمو سه چهار ماه پيش پخش مي كرد خيلي فيلمه باهاليه لا اقل كه به من چسبيد. چون نقش اصليه فيلم كاري رو انجام داد كه ما آدما هم دوست داريم انجامش بديم خوب براي انكه يادتون بيفته خيلي خلاصه يادآوري ميكنم :

يه مردي بود كه خيلي آدمه مرتب و منظمي بود و همه ي كارهايش رو به آرامي و خوب انجام مي داد . يه روز مرد از خواب بيدار ميشه يك خورده دير كرده بود و مي خواست سريع به محل كارش بره . رفت خيابان و ديد يك ماشين جلوي ماشينش و بطور خلاف نگه داشته و اين هم كه عجله داشت زنگ زد به صاحب ماشين و گفت بيا ماشين رو از اينجا بردار.اما اون در عوض مرد رو فحش داد مرد حالا خودش رو به صورتي به اداره رسوند اما رييس صداش زد و گفت تو خيلي مرتب و كارمند خوبي هستي  اخلاقت هم كه خيلي خوبه اما من مجبور هستم تورو اخراج كنم.مرد اخراج شد در عوض همكارش يك مقام خوب گرفت و خودش رو مهمون مرد كرد .مرد ناراحت بود از يك طرف هم همسرش از قبل درخوست طلاق كرده بود بنابراين مرد داغون بود .شب مرد در يك جا نشسته بود كه همكارش كه بوسيله ي رشوه به مقام رسيده بود همراه با دوستاي ديگش ريختن اطرافش و شادي كردن  نوشيدني خوردن و همكارش گفت كه بايد مارو مهمون كني (در واقع مي خواست حرص بده)مرد هم بعد از يه عمر ديوونه شد و ميز رو بهم زد و ميز را داغون كرد اومد به خيابون خيلي بد حال .خودش رو كوبيد به اين و اون تا اينكه رسيد به پارك و از فرط خشم پوستر ها رو پاره كرد . از شانس بدش پليس اون رو ديد و گفت تو مجرمي چون پوستر ها رو پاره كردي. پليس مرد رو گرفت و به اداره برد .وقتي به اداره رسيد نشست در صندليها در اين حال مردي آمد و گفت من رو دستگير كنين (يه خورده قاطي داشت)آخه من فلان كارو انجام دادم يه خورده پليس ها رو اذيت كرد و پليس مي خواستن اونو از اداره بيرون كنن اما اون نرفت نشست پيش مرده گفت جرمت چيه و اون هم گفت. مرد ديوونه گفت بابا فرار كن وگرنه اينها يه بهونه ميخوان كه همه رو بگيرن .مرد بد شانس قصه ي ما به سرش زد با پسر فرار كردن پليس دنبال اينها و هي هي ميدون با پليس ها در گير ميشن مرد پليس هارو ميزنه .تازه شب اينها شروع ميشه. مردميخواست لا اقل جرم كنه و بگه كه فلان كارو كردم  پس شروع ميكنه به پاره كردن پوستر ها . دوربين هاي مخفي راهنمايي رانندگي رو با اسلحه ي پليس كه برداشته بود منفجر ميكنه . ميره به فروشگاه اونجارو بهم ميزنه و خوراكي بر ميداره(البته پولش رو هم ميده) ميره با مشت ميزنه تو دهان همكارش كه عصبانيش كرده بود . ميره اون ماشيني كه جلوي ماشينش پارك كرده بود با چماق نابود ميكنه و قشنگ ماشين رو داغون ميكنه وچند نفر رو هم كتكاري ميكنه.  پسره ديوونه هم ميره قاتل باباش و مامانش رو كه يه آدمه مهم روزگار بود با اسلحه زخمي ميكنه مرد قصه ي ما براي رو كم كني پسر قاتل  يك مسابقه ي  ماشين سواري ميده و با تمام سرعت تو خيابونهاي شهر ويرا‍‍ژ ميده در حاليكه همه ي پليس ها (زميني و هوايي) دنبال او هستن. ميتونه پسر قاتل رو شكست بده.اما در مقصد پليس ها ميگيرنش .بله ميگيرنش او فقط از پليس ها خواست فرزند عزيزش و همسرش رو ببينه اونارو ميبينه اما در آخر مرد و دوستش بهم نگاه ميكنن و ميگن امشب بهترين روز زندگيم بود چون واقعا تخليه شدم و اونها تصميم ميگيرن كه اسلحه رو به طرف خود بگيرنو در آخربا لذت شليك بزرگ رو انجام ميدن .

خيلي خلاصه توضيح دادم. ولي واقعا براي ما هم پيش مياد اما من خودمو ميگم بد بودن هم جرات ميخواد .

ولي عرضه ي بد بودن رو هم ندارم.و وقتي كار خوبي هم انجام بديم اصلا به چشم نمياد ولي وقتي مردم انجام ميدن اصلا همه جارو ميتركونه .آخه چرا؟ در هر حال وقتي اين فيلمو نگاه ميكردم خيلي كيف كردم(انگار كه خودم اون كارارو ميكنم)

ولي يه مسئله ي مهم اينجا هست و جلوي مارو ميگيره و اون هم جهان آخرت هست .اگه نيكي ها و خوبيهاي ما تو اين دنيا به چشم نمياد و اون خصوصيات خاص و خوب ما ديده نميشه .در عوض خداي مهربون اونارو ميبينه و ثبت ميشه و براي ما هديه هاي خوبي پيش خودش نگه داشته تا به وقتش بهمون بده و ما رو غرق در شادي كنه بنابرين ما همه ي مشكلات و سختيها رو به اميد اون روزتحمل ميكنيم.شما دوستان نيز خداوند رو فراموش نكنيد.

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 19:35 توسط شبنم |



پیشا پیش سال نو رو به همه ی عزیزان تبریک عرض می کنم .امیدوارم سالی پر از شو ر و شادی داشته باشین و جوانان هم ازدواج کنن و به خانه ی بخت برن.

سرکه: نشانه دفع بیماری
سنجد:
محرک عشق و دلباختگی
سمنو:
از جوانه ی گندم ، نشانه برکت و رویش
سیب: میوه ای بهشتی و نشانه زایش
سماق: محرك شادى
سکه:
نشانه بركت و درآمد زياد
سنبل: پيام آور بهار
سبزه :
سرسبزی و خرمی
سیر:
محرك شادى

i love you my dear

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 22:26 توسط شبنم |



+ نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387ساعت 20:17 توسط شبنم |



سلام.خوبين دوستان عزيزم ؟ چه خبر از زندگيتون ؟من هم خوبم من فكر كنم بعد از 6 يا 8 ماهه كه سر نزدم به وبلاگم. راستش سرم مشغوله. آره بعد از اون همه آرزو براي اينكه از ليسانس قبول شم الان قبول شدم و الان ترم سه كارشناسي هستم ايشالا كه همه موفق بشن . ولي كارداني به كارشناسي خيلي سخت تر از كاردانيه اصلا قابل مقايسه نيست  . البته قبول دارم كه من يكم خنگم. اون روز داشتم با دوستم وبلاگمو ميخوندم واقعا لذت بخش بود .وتي انسان به يه آرزوش ميرسه دوست داره گامهاي بيشتري بردارد براي موفقيت .دلم براي دوستان زمان كارداني تنگ شده حتي دوستان وبلاگي.خيلي دوست دارم كه بازاين تبادل لينك ادامه داشته باشه دوستان واقعا خوبي بودن اگه يه ذره از درس و امتحان خلاص شدم ميام باز مثل قديم عكسهاي جديد آپ ميكنم تا  لذت ببرين.بلللله در اين دانشگاه هم دوستاني پيدا كردم كه واقعا خوبن.امروز خونمون خيلي ساكته ولي فردا خونمون شلوغ ميشه (آخه ددي فردا مياد و من خوشحالم) الان ساعت 10 هستش و سال8/11/87 .الان دوست دارم مثل قديما كه وقتي از يه آهنگ خوشم مي اومد زود بودو مي پريدم پشت كامپييوتر و اونو تو وبلاگم مي نوشتم الان همين كارو ميكنم .

دلتنگي

دلتنگياتو بردار          به روي قلبم بذار            تكيه بدم به شونم       تو اين مسير دشوار

اگه منو نميخواي       حرف دلمو رو گوش كن     فقط براي يكبار         بعدش خدا نگهدار

تنهايي خيلي سخته       وقتي چشام به راهه          وقتي كه شب سياهه    وقتي بدونه ماهه

تنهايي خيلي تلخه        وقتي بي تو هستم             تنها ميمونه دستم        با اين دله شكستم

دلتنگيامو بردار          پيشه خودت نگهدار         هر وقت كه تنها شدي    منو بيادت بيار

داري ميري نمي خوام  وقت تورو بگيرم            اين حرف آخر منه

دوست دارم دوست دارم ميميرم

تنهايي خيلي درده         اگه نياي تو خوابم          وقتي تو اضطرابم        توهم ندي جوابم

تنهايي خيلي سرده        وقتي پيشم نباشي            آتيشم نباشي              بيدار ميشم نباشي تنهايي خيلي سردمه

 

خوب بسه .تو حس نرو .امروز بعد مدتها دوباره خاطراتم زنده شدن .يه جوري حرف ميزنم انگار كه الان يه پيرزن شدم و سالها گذشته در صورتي كه تو سال 88 تازه سه سال ميگذره.

اين سروده ي بنيامين رو هم كه تايپ كردم به دوستان قديمي تقديم ميكنم .خوب برم به كارهاي عبادت بپردازم از وقت نماز كم كم داره ميگذره.فداي دوستان باي .باي

+ نوشته شده در شنبه سوم اسفند 1387ساعت 9:51 توسط شبنم |



+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 18:23 توسط شبنم |



طبيعت بسيار زيبا

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 17:40 توسط شبنم |



 

+ نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387ساعت 19:59 توسط شبنم |



چرا کسی به من نظر نمی ده پوسیدم

قشنگ پر کنید از نظر

من زحمت می کشم عکسای خوشکل بذارم تو پست

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 18:10 توسط شبنم |



عروس

عروس

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 19:35 توسط شبنم |



+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 19:43 توسط شبنم |



shakira

 

hilary duff

+ نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 13:9 توسط شبنم |



+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 14:22 توسط شبنم |



+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 14:6 توسط شبنم |



hilary duff

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 20:10 توسط شبنم |



nancy

 

به زودی عکس خودم را نیز در وبلاگ خواهم گذاشت.منتظر باشید

منتظر باشید تا ..

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 19:56 توسط شبنم |



                              

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

        

 ------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ji jin hee

 

+ نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 19:49 توسط شبنم |



lee yong ae

 

 

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

+ نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 19:35 توسط شبنم |



 

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 13:35 توسط شبنم |



سلام

خوب هستین. چیکارا می کنین.خیلی وقته که میام و فقط یه عکسی که ازش خوشم میاد آپ میکنم. راستش حرفی برا گفتن ندارم. البته بعضی حرفا یی تو دلم هست میخوام بگم نمی تونم.کاش می شد ادمو حرفاشو راحت می زد .ولی نمیشه.الان تو سنی هستم که هنوز آیندم کاملا برام مبهمه. کنکور که قشنگ خراب کردم دیگه اصلا فکر قبولی رو هم نمی تونم بکنم. چون بد جوری خراب شد.یعنی ارزش اون همه خوندنمو نداشت.فکر نکنم دیگه حوصلا داشته باشم دوباره از سر شروع کنم. دلم خیلی تنگه .بدجوری . الان هم فعلا در خانه بیکار هستم .البته نه اینکه هیچ کاری نمی کنم یه کارایی دارم میکنم ولی عاقبتش رو نمی دونم چه تور بشه. برام دعا کنین. خدا جون شما هم یه نظری به ما بکن.

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 18:45 توسط شبنم |



+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 18:36 توسط شبنم |



قشنگه مگه نه
+ نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385ساعت 18:35 توسط شبنم |



بی نظیره
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 19:50 توسط شبنم |



+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 18:33 توسط شبنم |



سلام خوب هستین من خیلی وقت که نمیام به وبلاگم برسم. راستش سرم بد جوری مشغول .کاری هم نمی کنم ها بگم  دارم یه کاری می کنم .ولی اگه وقت کردین یه نظری سلامی احوال پرسی ای بکنین .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 18:18 توسط شبنم |



تقدیم به دوستم
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 17:38 توسط شبنم |



+ نوشته شده در دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 10:51 توسط شبنم |




انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس